سریال ایشانی قسمت آخر

مدیر

مدیر کل انجمن
مدیر کل سایت
سریال ایشانی قسمت آخر ، را در همیارخاص بخوانید

دانلود سریال هندی من عاشق تو هستم | قسمت آخر​

دانلود سریال هندی من عاشق تو هستم | قسمت آخر​

درباره سریال هندی من عاشق تو هستم ( Me i Aashiqui Tum Se Hi )​


Me i Aashiqui Tum Se Hi (انگلیسی: Love من تنها با شما است ) یک اپرا صابون هندی است که در ۲۴ ژوئن ۲۰۱۴ عرضه شد و هر دوشنبه تا جمعه در ساعت ۱۰:۰۰ بعد از ظهر در تلویزیون Colo s پخش شد .

این داستان توسط امیلی برونته توسط Wu he i g Heigh s الهام گرفته شده است. ۳ نمایش توسط Ek a Kapoo از Balaji Telefilms و ستاره Shak i A o a و Radhika Mada در نقش های اصلی تولید می شود.

این نمایش کاملا جهش یافته است. این نیز در تامیل به عنوان U ave Uyi e (روابط زندگی می کند) خوانده می شود و در تلویزیون Polime و همچنین در Odia به عنوان Mo Ma a To i Pai پخش می شود

و در Colo s Odia پخش می شود و در سریلانکا به عنوان Sadaha ama Oba Mage در تلویزیون De a a dubbed در Si halese 4 سریال نیز در زبان افغانی (پشتو) خوانده می شود

و به عنوان مینا در Lema Tv معروف است. قسمت نهایی که در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۱۶ پخش شد.

داستان​


Ra vee در حال حاضر آزاد و تبدیل به یک سرمایه دار موفق کسب و کار تحت نام جدید، RV. در همین حال، خانواده اششین به علت مرگ پدرش هارشاد با کمبود پول مواجه هستند.

مادر اسحاقی، فالگانینی با مردی که نیتین جوشی پس از مرگ هارشاد به دنیا اومد، ازدواج کرد. آنها زمانی که در حراج قرار می گیرند

برای عمارت سابق خود مبارزه می کنند و در نهایت Ra vee به پایان می رسد و هنگامی که پرونده خود را از دست می دهند،

تمام پول خود را از دست می دهند. هنگامی که چیراگ متوجه می شود، اسحاانی در روز عروسی خود را ترک می کند، زمانی که متوجه می شود اسحاانی دیگر ثروتمند نخواهد بود.

رانویه می داند که مادرش، آمبا واگهلا دلیل نارسایی پرونده است. بنابراین، همانطور که اسحاانی در روز عروسی او تنها بود،

رانور داوطلب برای ازدواج با اسحاانی برای ازدواج با خانواده اش، حتی اگر راننده قبلا متعهد به ازدواج با ریتا زاویری، دختر ثروتمند جواهر فروشان سنجیو زاویری بود، ازدواج کند.

رانور خوشحال است که رویای او به حقیقت پیوست و او می تواند در نهایت با عشق عاشقانه اش، اسحاشی خوشحال باشد.

با این حال، اسحانی هنوز هم او را دوست ندارد و تنها پس از اینکه مادرش از او خواسته است، ازدواج کند

، متوجه می شود که رانور تنها کسی است که می تواند خانواده اش را از فقر نجات دهد.

عشق یک طرفه Ra vee و احترام به اسحاق باعث می شود او را درک کنید که احتمال دارد که آنها حداقل به دوستان خود بازگردند.

Chi ag، که در حال حاضر همسر سابق خود است، پس از خروج از اسحاق در عروسی خود، باز می گردد.

چیراگ می خواهد از رانور انتقام بگیرد تا او موفق شود تا ایسانی را متقاعد کند که علت واقعی مرگ پدرش هارساد رانور است.

اسحاشی او را در ابتدا باور ندارد، اما چیراگ از منابع زیادی استفاده می کند تا او را متقاعد کند که رانور پدرش هارشاد را کشته است.

اسحاانی دلهره آور است و به همین دلیل، در روز کاروا چت، او تمام روز را با چیراگ می گیرد، تلاش می کند تا شواهد بیشتری پیدا کند.

در همان روز، Chi ag ماشین را بیش از She ela اجرا می کند و برادرش وعده می دهد که از شرایط خواهرش انتقام بگیرد.

بعدها، شانلا بیدار می شود و به برادر می گوید که تلاش می کند تا توسط عاشقش کشته شود. Ra vee ، فکر Isha a i مقصر بود،

برای او سرزنش می کند و باعث می شود برادر دختر فکر کند Ra vee او را در بیمارستان قرار داده است. در همین حال، چیراگ تلاش کرد

تا Ishaa i را تجاوز کند، اما این کار را انجام نداد، اما برخی از علائم را بر بدن اسحاق گذاشت. Chi ag همچنین به Ishaa i می گوید که Ra vee قاتل پدر او نیست.

همچنین می گوید که Ra vee بود که شما را به من نزدیک تر کرد و شما را دوست دارد.

پس از آن Isha a i از آنجا خارج می شود و سپس Ra vee می یابد که اسحایی با همسرش فرار کرده است و او در حال مقابله با اسحانی است،

او توسط برادر دختر شلیک می شود و به بیمارستان منتقل می شود. همانطور که او در کما دروغ می گوید، اسحانی عشق خود را برای او در نهایت بیان می کند.

وقتی او از خواب بیدار میشود، تمام اعتماد به اسحاقیا را از دست داده است. اسحایی برنده Ra vee ’s love است.

ریتا (در حال حاضر همسر Ra vee ’s ex-fia cée) قرار است ازدواج پسر عموی اسحاشی، شارمان، ازدواج کند، اما ازدواج خود را ازدواج می کند،

همانطور که پدر سناییو زاوئری پدر ریتا می میرد، زیرا پدرش می داند که دخترش، باردار است. Chi ag و Ra vee در یک مکان منزوی مبارزه می کنند

و اسحاانی، با پیروی از این جفت، وارد بدنش می شود. به اعتقاد رانور او را به قتل رسانده است، او سرزنش می کند و به زندان می رود، محکوم به اعدام می شود.

بازیگران اصلی​


Shak i A o a به عنوان Ra vee Kailaash Vaghela میلان Kailaash Vaghela (دوقلوها) شوهر Isha i (سرده مرد سرب) رادخیکا مادان به عنوان اسحاشی رانور وههلا، همسر رانور (سرده خانم اصلی)

ترجمه خودکار

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال هندی من عاشق تو هستم جزئیات کامل​


خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال هندی من عاشق تو هستم به همراه جزئیات داستان این سریال در تمام قسمت ها را در این مطلب بخوانیدو سریال هندی من عاشق تو هستم با نام اصلی Me i Aashiqui Tum Se Hi سریالی تلویزیونی محصول کشور هند است که برای اولین بار در ۲۴ ژوئن سال ۲۰۱۴ میلادی از شبکه تلویزیونی Colo s TV پخش شد. این سریال پر طرفدار هندی براساس داستانی به نام ” ارتفاعات Wu he i g ” نوشته ی Emily B o ë ساخته شده است. پخش این سریال از تلویزیون هند برای اولین بار با استقبال کم نظیر مخاطبان همراه شد.

پخش سریال هندی من عاشق تو هستم تا ۱۹ فوریه سال ۲۰۱۶ میلادی ادامه داشته است! سریال تلویزیونی ” من عاشق تو هستم ” به کارگردانی و تهیه کنندگی Ek a Kapoo (فیلمساز صاحب نام بالیوود و همچنین مدیر عامل کمپانی فیلم سازی Balaji Telefilms) و با بازی بازیگرانی چون ” Shak i A o a ” (متولد ۱۶ می سال ۱۹۸۶ میلادی) و ” Radhika Mada ” (متولد ۱ می سال ۱۹۹۵ میلادی) بازیگر سینمای بالیوود و همچنین مربی سابق رقص باله در نقش های ” رنویر ” و ” ایشانی ” تهیه شده است.

Radhika Mada برای اولین بار توانست در سریال هندی من عاشق تو هستم به جلوی دوربین رود! وی در سال ۲۰۱۸ میلادی توانست با بازی در سری فیلم های ” Vishal Bha dwaj’s Pa aakha ” به شهرت برسد.

قسمت اول تا آخر سریال هندی من عاشق تو هستم​


سریال هندی ” من عاشق تو هستم ” داستان عشق رنویر با بازی Shak i A o a ، پسری فقیر و ایشانی با بازی Radhika Mada ، دختر یک تاجر ثروتمند است. ” رنویر ” که در خانواده‌ ای فقیر به دنیا آمده است، در دوران کودکی خود در خانه ” ایشانی ” کار می‌ کرده است؛ همچنین پدر ” رنویر ” نیز راننده پدر ” ایشانی ” است. آن ها با هم بزرگ می‌ شوند و به دوستان صمیمی یکدیگر تبدیل می‌ شوند. ” رنویر ” در عالم کودکی خود، عاشق ” ایشانی ” می‌شود اما این حس را از او پنهان می‌ کند چون می‌ داند که خانواده آن ها تفاوت طبقاتی زیادی با یکدیگر دارند. سال‌ ها می‌ گذرد و آن ها بزرگ می‌ شوند.

ایشانی قرار است با چیراگ (راوجیت سینگ) ازدواج کند! با گذشت زمان ایشانی به چیراگ علاقمند می‌ شود اما رنویر سپس متوجه می‌ شود که چیراگ فقط به خاطر پول و ثروت ایشانی می‌ خواهد با او ازدواج کند! چیراگ با یک سری حیله و توطئه رنویر و خانواده‌ او را از خانه ایشانی بیرون می‌ کنند.

بعد از گذشت چیزی در حدود دو سال، رنویر به یک تاجر ثروتمند تبدیل شده و بر می‌گردد! پدر ایشانی مرده است و آن ها با مشکلات مالی عدیده‌ ای روبه رو شده‌ اند. مادر ” ایشانی ” با مرد دیگری به نام نیتین جوشی ازدواج کرده است. عمارت پدری ” ایشانی ” نیز به حراج گذاشته شده است و رنویر عمارت آن ها را می‌ خرد. ” چیراگ ” که متوجه شده است ایشانی دیگر مال و ثروتی ندارد، در روز عروسی‌ خود، او را ترک می‌ کند!

رنویر که ایشانی را در این حال و روز می‌ بیند، حاضر می‌ شود بخاطر نجات خانواده‌ وی با او ازدواج کند! در حالی که با دختر دیگری از یک خانواده ثروتمند قول ازدواج داده است. ” رنویز ” از طرفی هم خوشحال است که رویاهایش به واقعیت تبدیل شده است و همچنین توانسته است با عشق دوران کودکی‌ خود ازدواج کند.

با این همه ایشانی، رنویر را دوست ندارد و فقط به خاطر اصرارهای مادر خود و نجات خانواده‌ ی خود از فقر، حاضر می‌ شود با دوست صمیمی دوران کودکی‌ خود ازدواج کند. عشق یک طرفه و احترام رنویر به ایشانی باعث می‌ شود، ایشانی فکر کند حداقل می‌ تواند همچون گذشته با او دوست باشد!

چیراگ، نامزد سابق ایشانی که در روز عروسی خود، او را ترک کرده بود، برای انتقام گرفتن از رنویر بازمی‌‌ گردد! چیراگ به ایشانی می‌ گوید که رنویر دلیل اصلی مرگ پدر وی بوده است! ایشانی در ابتدا باور نمی‌‌ کند اما چیراگ یک سری دلیل و مدرک می‌ آورد و نشان می‌ دهد که رنویر پدر او را به قتل رسانده است. ” ایشانی ” که دلش شکسته است، کل روز کروا چوت (روزی که زنان برای سلامتی شوهران خود روزه می‌ گیرند) در کنار ” چیراگ ” به دنبال پیدا کردن سند و مدرک است.

در همان روز چیراگ دختری به نام شنلا را با ماشین خود زیر می گیرد و برادر شنلا به خاطر وضعیت خواهر خود به دنبال انتقام می باشد. شنلا وقتی به هوش می آید، به برادر خود می گوید که معشوقه‌ ی خود می‌ خواسته او را بکشد. رنویر که ایشانی را مقصر این حادثه می‌ دانسته است، ایشانی را سرزنش می‌ کند و برادر آن دختر فکر می‌ کند که رنویر، شنلا را به بیمارستان رسانده است.

در همین حال چیراگ که سعی داشته است به ایشانی تجاوز کند، دستش رو می‌ شود و به ایشانی می گوید که قتل پدر او کار رنویر نبوده است. ایشانی سپس از آنجا فرار می‌ کند و رنویر که فهمیده است ایشانی با نامزد سابق خود بیرون رفته است، وقتی با ایشانی روبه رو می‌ شوید، برادر شنلا به سمت رنویر شلیک می‌ کند و به بیمارستان برده می‌ شود! رنویر به کما می رود و ” ایشانی علاقه‌ ی خود را به رنویر ” به زبان می‌ آورد اما وقتی رنویر به هوش می‌ آید، دیگر اعتماد خود را به ایشانی از دست داده است ولی ایشانی قلب او را تسخیر می‌ کند.

ریتیکا نامزد سابق رنویر قرار است با پسرعموی ایشانی ازدواج کند که به یکباره به خاطر فوت پدر خود، زیر قول و قرارشان می‌ زند! پدر ریتیکا که متوجه شده دختر خود باردار است، ایست قلبی می کند و می‌ میرد!

چیراگ و رنویر در مکانی مشخصی قرار می گذارند و با هم درگیر می‌ شوند! ایشانی که آن ها را تعقیب کرده بود، از راه می‌ رسد و با جسد چیراگ روبه رو می‌ شود و فکر می‌ کند رنویر او را کشته است. در نهایت مشخص می‌ شود که ریتیکا از چیراگ باردار بوده است و او چیراگ را کشته است! پس از وقوع یک سری اتفاقات میان ریتیکا و ایشانی و همچنین رنویر ، در نهایت ریتیکا و بچه‌ ی وی می‌ میرند و رنویر و ایشانی به هم می‌ رسند.

همچنین بخوانید:

سریال هندی من عاشق تو هستم چند قسمت است؟​

اسامی بازیگران سریال هندی من عاشق تو هستم​

زمان دقیق پخش و تکرار سریال هندی من عاشق تو هستم​


سریال هندی من عاشق تو هستم


سریال ایشانی قسمت آخر​


عنوان : سریال ایشانی قسمت آخر


اگر این مطلب نیاز به اصلاح و یا تکمیل دارد اطلاع دهید
 

بالا