دانلود سریال بچه قسمت 10 دوبله فارسی

مدیر

مدیر کل انجمن
مدیر کل سایت

قسمت 10 سریال بچه با دوبله,قسمت 10 سریال بچه,دانلود قسمت 10 سریال بچه,قسمت 10 سریال بچه دوبله فارسی,سریال بچه ترکیه ای قسمت 10,دانلود قسمت 10 سریال بچه دوبله فارسی,دانلود قسمت 10 سریال بچه ترکیه ای ,سریال بچه قسمت 10 بدون سانسور,خلاصه داستان سریال بچه قسمت 10,خلاصه داستان سریال بچه قسمت 10 ترکیه ای,قسمت 10 سریال cocuk با دوبله,قسمت 10 سریال cocuk,دانلود قسمت 10 سریال cocuk,قسمت 10 سریال cocuk دوبله فارسی,سریال cocuk ترکیه ای قسمت 10,دانلود قسمت 10 سریال cocuk دوبله فارسی,دانلود قسمت 10 سریال cocuk ترکیه ای,سریال cocuk قسمت 10 بدون سانسور,خلاصه داستان سریال cocuk قسمت 10,خلاصه داستان سریال cocuk قسمت 10 ترکیه ای,,


index.php

داخل جنگل، آکچا که با چاقو، حسن را کشته است، با آشفتگی روی زمین نشسته و گریه میکند. مادر او و شعله، سعی دارند آکچا را آرام کنند. شعله به آکچا میگویند که او دیگر افه را نمیخواهد و حالا آکچا میتواند به همراه افه فرار کند، در غیر این صورت به جرم قتل دستگیر خواهد شد. یک روز قبل، حسن، آکچا را به کلبه ای جنگلی لب دریاچه می برد. او سعی دارد به آکچا محبت کند و همه چیز را برای او مهیا کند، اما آکچا اهمیتی به حسن نمی‌دهد. در خانه، شعله با عصبانیت به اتاق آسیه رفته و اینکه آکچا مادر افه بوده است را به روی او می آورد. آسیه ابتدا انکار میکند، اما وقتی صدای گوشی آکچا از داخل کمد می آید، شعله می فهمد که آسیه ساک لوازم آکچا را داخل کمدش پنهان کرده است. او شروع به دادو بیداد میکند. همان لحظه، علی کمال از راه رسیده و متوجه قضیه می شود. آسیه، طلبکارانه به علی کمال میگوید که او حق ندارد آکچا را دوباره به آن خانه بیاورد. او میگوید که امنیت بچه هایش برای او اولویت است. علی کمال با عصبانیت از خانه بیرون می رود. افراد حسن، مادر آکچا را به جنگل می آورند. حسن بخاطر اینکه مادر آکچا دوباره به او بدی کرد و دروغ گفت، تصمیم میگیرد او را بکشد. او امینه را لب دریاچه برده و اسلحه را روی سر او میگذارد. آکچا با داد و فریاد، به حسن التماس میکند تا او را نکشد.حسن نهایتا از این کار منصرف می شود و به همراه آکچا وارد خانه می شود. افراد حسن، مادر آکچا را به سمت شهر برمی‌گردانند. آنها بخاطر پر حرفی ها و طلبکار بودن امینه، او را وسط جاده پیاده می کنند. آکچا هنگام رفتن به خانه، پنهانی از روی زمین یک تکه سنگ برمیدارد. شعله سراغ ملک می رود و از او علت پیدا شدن آکچا و آمدنش به آنجا را می پرسد. ملک می‌گوید که خودش بخاطر بد رفتاری های شعله با افه، آکچا را خبر دار کرده است. شعله عصبانی شده و با ملک دعوا میکند. آسیه پیش آنها آمده و دوباره با تهدید، شعله را ساکت میکند. آکچا، در حال حرف زدن با حسن، عصبی شده و با سنگ به سر او می زند و فوری به سمت ماشینش می رود تا فرار کند. حسن مقابل او آمده و کلیدهایی ماشین را به او نشان میدهد. آکچا مجبور می شود دوباره داخل خانه برگردد. علی کمال همه جا را به دنبال آکچا میگردد. او دم خانه امینه می رود اما او را نیز پیدا نمیکند. امینه جواب تلفن علی کمال را نمی‌دهد. علی کمال به گوشی آکچا پیام میدهد. گوشی آکچا که داخل ساکش بوده، دست آسیه است. او از طرف آکچا جواب داده و میگوید که همه چیز خوب است و به استانبول رفته است. علی کمال و مراد که بخاطر بیرون کردن آکچا از آسیه ناراحت هستند، شب برای شام به خانه نمی روند. آسیه وقتی به اتاق افه می رود تا او را برای شام بیدار کند، متوجه تب شدید افه می شود.


جهت پخش و دیدن فیلم لطفا فیلترشکن خود را فعال کنید



.
 
  • برچسب ها
    خلاصه داستان سریال cocuk قسمت 10 خلاصه داستان سریال cocuk قسمت 10 ترکیه ای خلاصه داستان سریال بچه قسمت 10 خلاصه داستان سریال بچه قسمت 10 ترکیه ای دانلود قسمت 10 سریال cocuk دانلود قسمت 10 سریال cocuk ترکیه ای دانلود قسمت 10 سریال cocuk دوبله فارسی دانلود قسمت 10 سریال بچه دانلود قسمت 10 سریال بچه ترکیه ای دانلود قسمت 10 سریال بچه دوبله فارسی سریال cocuk ترکیه ای قسمت 10 سریال cocuk قسمت 10 بدون سانسور سریال بچه ترکیه ای قسمت 10 سریال بچه قسمت 10 بدون سانسور قسمت 10 سریال cocuk قسمت 10 سریال cocuk با دوبله قسمت 10 سریال cocuk دوبله فارسی قسمت 10 سریال بچه قسمت 10 سریال بچه با دوبله قسمت 10 سریال بچه دوبله فارسی
  • بالا