انشا درباره خاطرات عید نوروز

مدیر

مدیر کل انجمن
مدیر کل سایت

انشا درباره خاطرات عید نوروز ، را در همیارخاص بخوانید

انشا عید نوروز | ۱۰ انشا و تحقیق درباره تعطیلات عید نوروز و سال نو​

انشا عید نوروز | ۱۰ انشا و تحقیق درباره تعطیلات عید نوروز و سال نو​


کمتر کسی است که در دوران تحصیل خود یک انشا عید نوروز ننوشته باشد ، حالا این انشا میتوانست به صورت تحقیقی در مورد آداب و روسم و تاریخچه نوروز باشد یا خاطرات عید نوروز در قالب این جمله کلیشه ای که ” تعطیلات عید نوروز خود را چگونه گذراندید ؟ ” در این نوشته از دلبرانه میخواهیم به این موضوع انشا خاطره انگیز بپردازیم و دانش آموزان و اولیای آنها را با ارائه ۱۰ انشا در مورد عید نوروز یاری کنیم . این انشا ها برای پایه های تحصیلی مختلف آماده شده است ، امیدورام برای شما مفید باشد .

تحقیق و انشا عید نوروز​

انشا عید نوروز​

موضوعات انشا در مورد عید نوروز​


موضوعات انشا پیراهمون عید نوروز معمولا حول محور این موارد هستند که در این مطلب به آنها خواهیم پرداخت :

انشا عید نوروز شماره یک

انشا عید نوروز – متن کوتاه کودکانه- ساده و روان – مناسب دوره ابتدایی​

موضوع انشا : عید نوروز خود را چگونه گذراندید ؟​

مقدمه : من عید نوروز را خیلی دوست دارم …​


من عید نوروز را خیلی دوست دارم ، چون به همه خیلی خوش می گذرد ، اول این که لباس های نو میخریم . من وقتی لباس نو میخرم همش به جلو آینه میروم و خودم را نگاه میکنم . ولی بعضی ها ممکن است پدرشان پول زیاد نداشته باشد که برای آنها لباس عید بخرد و ما باید به آنها کمک کنیم . بعد از این که همه لباس نو پوشیدند میروند مهمانی در مهمانی خوراکی های خوشمزه به آدم میدهند مثل آجیل میدهند شیرینی میدهند میوه میدهند و همه با هم میخندند و حرف میزنند . از همه بهتر عیدی است که هر کسی به آدم پوب میدهد و آخر عید آدم پول زیادی دارد که میتواند با آن چیزهایی که دلش میخواهد بخرد .

عید نوروز خود را چگونه گذراندید​


بعد هم باید مشق های مدرسه را انجام دهیم تا درس هایی که خوانده ایم یادمان نرود . باید نقاشی بکشیم و تمرین های ریاضی و فارسی را حل کنیم تا تمام شود . عید خیلی خوب است ولی همیشه زود تمام میشود و باید دوباره به مدرسه برویم من دلم بعضی وقت ها برای دوست هایم در مدرسه تنگ میشود ولی دوست دارم عید زیاد تر باشد و بیشتر بازی کنیم و خوشحال باشیم .

عید نوروز خود را چگونه گذراندید​


من دوست دارم عید به مسافرت برویم چون در مسافرت خوش میگذرد و آدم جاهای جدید را می بیند و میتواند بعدا برای دوست هایش تعریف کند ولی ما گاهی به مسافرت نمیرویم و گاهی می رویم . اما عوضش همیشه به سیزده به در میرویم که خیلی کیف دارد . آدم چوب جمع میکند و آتش روشن میکند و روی آن سیب زمینی یا غذا یا چایی درست میکند بازی میکند و بدو بدو میکند غذا و خوراکی خوشمزه میخورد و می خندد کاش همیشه جمعه ها سیزده به در بود تا بچه ها بیشتر بازی میکردند.

این بود انشای من .

انشا عید نوروز در ایران ، انشای عید نوروز ، انشا درباره عید نوروز ، تحقیق و انشا عید نوروز​


انشا عید نوروز شماره دو

انشا عید نوروز – متن توضیح- به زبان انگلیسی​

موضوع انشا : عید نوروز و آداب رسوم آن به زبان انگلیسی به همراه ترجمه – بیایید در مورد نوروز بیشتر بدانیم .​

مقدمه : Le s K ow mo e abou Now uz​


As you k ow, we a e igh ow i he middle of he 13-day celeb a io k ow as ow uz– he celeb a io bega he mome he ea h c ossed he ve al equi ox, a d co i ues h ough Wed esday Ap il 1s – we’ll b i g you mo e i fo ma io abou he sig ifica ce of his day ea ly ex week, bu fo ow, he e a e a few hi gs you should be doi g his week o celeb a e:

Le s K ow mo e abou Now uz​


deed o bāz deed– his li e ally mea s ‘ o see a d see agai ’. Du i g he 13 days of he begi i g of sp i g, he adi io is o go visi all of you f ie ds a d family, a d hey i u have o come o you house o see you. Eve yo e is eady o be a g acious hos his week, supplyi g gues s wi h ple y of swee s o i g i he ew yea , a d also ea a d f ui of cou se (wha I a ia household does ’ have a gia bowl of f ui eady a all imes?). I ’s cus oma y o visi elde s of he family fi s , a d he make you way h ough he lis of all close family, f ie ds, a d eve acquai a ces.

Le s K ow mo e abou Now uz​


wea i g ew clo hes– ge e ally I a ia s will be p epa ed his week o wea a leas o e se of ew clo hi g, all he way o he u de wea . Because sp i g is a ime fo f esh ess a d ew ess, his is symbolic of le i g go of he old a d displayi g he ew.

haf see – du i g his week, I a ia s have a special able se up i he house called he haf see able- filled wi h symbolic i ems ha ep ese sp i g, a d seve i ems ha begi wi h he Pe sia le e ‘see ’. These i clude i ems ha ep ese p ospe i y, f esh ess, ebi h, love, a d life, a d ha ep ese he ew s a p ovided by he ew seaso . O e of he mos impo a eleme s of he ow uz haf see able is whea g ass, which is sp ou ed f om g ai s a few days befo e he ew yea , a d is h ow i o wa e o he 13 h day of ow uz (mo e o ha ex week!).

So we hope you have a oppo u i y his weeke d o visi some ew f ie ds a d make some f esh s a s i you life!

ترجمه انشا در مورد عید نوروز​


همانطور که می دانید، ما در حال حاضر در وسط جشن ۱۳ روزه به نام Now uz شناخته می شود – جشن شروع می شود زمانی که زمین از اعتدال بهاری برسد و از طریق چهارشنبه آوریل ۱ ادامه می یابد، ما اطلاعات بیشتری در مورد اهمیت از این روز در اوایل هفته آینده، اما در حال حاضر، در اینجا چند چیز است که شما باید انجام دهید این هفته برای جشن گرفتن:

بیایید در مورد نوروز بیشتر بدانیم​


این عمل به معنای «دیدن و دیدن دوباره- دید و باز دید » است. در طول ۱۳ روز از آغاز بهار، سنت این است که تمام دوستان و خانواده خود را ببیند و به نوبه خود باید به خانه شما برود تا شما را ببیند. هرآماده است تا در هفته جاری یک میزبان خوش تیپ باشد و مهمانان را در سال جدید با شیرینی های فراوان و همچنین چای و میوه (البته این که خانم ایرانی هرگز از کیک غول پیکر میوه ای تهیه نمی کند) آماده می کند. . معمولا برای بازدید از بزرگان خانواده اول، و سپس راه خود را از طریق لیست تمام خانواده نزدیک، دوستان و حتی آشنایان خود را.

پوشیدن لباس های جدید – به طور کلی ایرانی ها در این هفته برای پوشیدن حداقل یک ست از لباس های جدید، تا لباس زیر خواهد بود . از آنجا که بهار یک زمان برای طراوت و نوآوری است، این نماد ی از رفتن از قدیم و نمایش جدید است.

بیایید در مورد نوروز بیشتر بدانیم​


در این هفته، ایرانی ها میز خاصی را در خانه ایجاد کرده اند که نام آن را هفت سین می گویند که پر از اقلام نمادین است که نشان دهنده بهار و هفت مورد است که با علامت فارسی دیده می شود. اینها مواردی هستند که نشان دهنده رفاه، طراوت، تولد دوباره، عشق و زندگی است و نشان دهنده آغاز جدید ارائه شده توسط فصل جدید است. یکی از مهمترین عناصر جدولی که در حال حاضر دیده می شود، سبزه است که چند روز قبل از سال جدید از دانه ها جوانه زده است و در روز ۱۳ روز نوروز به آب می رسد

نتیجه گیری :​


بنابراین ما امیدواریم که شما در این آخر هفته

فرصتی برای بازدید از دوستان جدید داشته باشید

وشروع خوب و تازه های برای زندگی خود داشته باشید!

انشا عید نوروز به زبان انگلیسی ، انشا عید نوروز به انگلیسی ، انشا عید نوروز انگلیسی​


انشا عید نوروز شماره سه

انشا عید نوروز – متن توصیفی کوتاه- شاعرانه زیبا – مناسب پایه های پنجم و ششم و هفتم​

موضوع انشا : توصیف ادبی شروع فصل بهار – انشا کوتاه​

مقدمه :​


قلم را در درست میگیرم و انشا خود را در مورد بهار

این فصل زیبا و دوست داشتنی آغاز میکنم.

به نام خدا

صبح می شود وقت آن است که خورشید دست از دامن طبیعت بردارد وبه گیسوی سحر آویزد.شب کم کم دامن خودرا از کوچه ها جمع می‌کند.زمستان مدت هاپیش از این صحرا رفت اما انگار رد پایش بر آسمان باقیمانده است که اکنون آسمان آن گونه زنگار گرفته است…وقت آن است که کم کم بهار از راه برسد,درختان در خود فرو رفته اند,وقت آن است که سر را بالا آورند وبه بهار درود گویند و از طراوت آن بهره گیرند.وقت آن است.

انشا کوتاه شروع سال نو​


که پروانه ی چمن از پیله درآید ودر نفس باد صبا سینه بگشاید,وقت آن است که شادی در رگ های دشت سوسو زند…وقت آن است که روزی از نو آغاز شود,امروز بهار وارد صحرا می شود و بر درختان شکوفه ی سپیدی و پاکی می کارد و از درختان عریان دشت عروسی زیبا می سازد.لکه ی سرخ غروب از گوشه ی آسمان پاک می شود که خورشید از پشت کوه سر بالا می آورد وب ه بهار زیبا خیرمقدم می گوید

انشا در مورد عید نوروز​

انشا در مورد عید نوروز به زبان انگلیسی ، انشا در مورد عید نوروز به انگلیسی ، انشاء در مورد عید نوروز​


انشا عید نوروز شماره چهار

انشا عید نوروز – متن توصیفی توضیحی – مناسب ابتدایی و راهنمایی​

موضوع انشا : عید نوروز و آداب و رسوم و خاطرات آن​

مقدمه :​


هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را میبینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولا خانواده های کوچک بصورت دسته جمعی به خرید می روند و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت میکنند که صحنه های زیبایی است.نزدیک سال تحویل همه لباسهای نو به تن میکنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین می نشینیم و پدر معمولا قرآن میخواند و همه سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند.

عید نوروز و آداب و رسوم​


وقتی که سال تحویل میشود روبوسی میکنیم و سال نو را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید.در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان میرویم و معمولا کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود.در نوروز همه بوی تازگی میدهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.

عید نوروز و آداب و رسوم​


ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده میشویم و تابستان خوبی خواهیم داشت. ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای اینکه معمولا از بزرگ تر ها عیدی میگیریم و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر میبینیم.

عید نوروز و آداب و رسوم​


بعضی ها در نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.در روز سیزده به در به طبیعت میرویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم.ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم.وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.

مقاله در مورد عید نوروز ، انشا درباره عید نوروز​

انشا در مورد عید نوروز ،انشا در مورد عید نوروز کوتاه​


انشا عید نوروز شماره پنج

انشا عید نوروز – متن توصیفی، ادبی – متن شاعرانه و زیبا در مورد بهار و شروع سال نو​

موضوع انشا : انشا ادبی در مورد بهار و شروع سال نو​

مقدمه :​


بهار یعنی شکوفایی،

طراوت ،

سرزندگی

بهار یعنی همیشه میتوان دوباره از اول شروع کرد …

اینبار بهار می خواهد با کوله باری از سبزی،طراوت و خاطرات دیرینه ای که یکسال انتظارش را می کشیدم پابه جهان بگذارد ،بهار می خواهد بیاید و من باید در قلبم خانه تکانی کنم، تمام کینه ها را از روی پرده های امید قلبم بشویم و با دستمال صبوری بر روی کتابی که پراز محبت های سرد شده است بکشم تا غباری از دشمنی و جنگ و جدال باقی نماند و پرنده ی اسیر قلبم را از قفس آزاد کنم.

انشا ادبی در مورد بهار و شروع سال نو​


بهار می خواهد با تیرکمان محبت،تیر مرخصی دادن به زمستان را بزند و زمستان باید کوله باری که سراسر سردی و قطره های مروارید ی بود را بردارد و به انتظار سال دیگر بماند ،کتاب سرنوشت زمستان را در گوشه ای از صندوقچه ی قلبم می گذارم و قفلی محکم بر آن می زنم ، کلاف زندگی ام را با بهار ،با چهچه بلبلان و پروار پروانه های زیبا و رنگارنگ می بافم ،با مداد طراوت تخته ی قلبم را با کلمه ای به نام بهار آشنا می کنم و بر روی دفتر خاطرات زندگی ام با خودکار عشق و علاقه کلمه ی بهار را می نویسم ، چتر اندوه را می بندم و به امید آمدن بهار از جاده ی عاطفه می نشینم ،

انشا ادبی در مورد بهار و شروع سال نو​


گویی نسیم ملایم اکنون چهره ام را نوازش می کند و طنین زیبایش در گوشم نواخته می شود ،خیاط ماهری می خواهد لباسی برای دنیا درست کند لباسی با گلهای رنگارنگ ،آنگونه که من دوست دارم.چراغ کلبه ی قلبم را با مهربانی روشن می کنم و پرچین های آن را با عطر و بوی بهار معطر می کنم، اینک همه با هم به استقبال بهار می رویم

تحقیق و انشا عید نوروز​


انشا عید نوروز شماره شش

انشا عید نوروز – متن توضیحی و تحقیقی- تحقیق در مورد آداب و روسم عید به صورت خلاصه​

موضوع انشا : تحقیق کوتاه در مورد آداب و رسوم عید نوروز در ایران​


عید نوروز برابر با اول فروردین ماه، یکی از کهن ‌ترین جشن ‌های به جا مانده از دوران باستان است.امروزه زمان برگزاری عید نوروز، در آغاز فصل بهار است. در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است.یکی از آیین های نوروزی مراسم چهارشنبه سوری است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند. بدین صورت که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنب )، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن: زردی من از تو، سرخی تو از من، ناراحتی های سال کهنه را به آتش می سپارند تا سال نو و عید نوروز را با آسودگی و شادی آغاز کنند.

تحقیق کوتاه در مورد آداب و رسوم عید نوروز در ایران​


از یکی دو ماه به عید نوروز مانده مردم به بازار می روند و لباس عیدشان را می خرند. سبز کردن گندم، عدس، ده پانزده روز به عید نوروز مانده در خانه ها صورت می گیرد. یکی دو هفته پیش از عید نوروز خانه تکانی انجام می گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گرد گیری می کنند و دوباره آنها را می چینند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.

موضوع انشا خاطرات عید نوروز​


برای تحویل سال در یکی از اطاق های خانه سفره می اندازند. پیش از هر چیز آیینه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سین را می گذارند. هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی. علاوه بر هفت سین، شمع و آینه، تخم مرغ و … سر سفره گذاشته می شود. دعای تحویل سال نو یکی دیگر از آداب عید نوروز است که توصیه شده در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید:

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر اللیل والنهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال.

تحقیق کوتاه در مورد آداب و رسوم عید نوروز در ایران​


از بامداد نوروز دید و بازدیدها آغاز می شود. در همه خانواده ها رسم است که به دیدار کسی که از نظر سن و شخصیت بر دیگران مزیت دارد بروند و تبریک بگویند و او نیز عیدی که شامل سکه یا پول است به آنها بدهد.

انشا خاطره عید نوروز​


سیزده بدر (روز سیزدهم عید نوروز) است. روز دوازده فروردین همه وسایل تهیه می شود و هر چه از شیرینی ها و آجیل ها باقی مانده برای صبح سیزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نیز هست. صبح سیزده فروردین همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شهر می شوند و معتقدند در روز سیزده فروردین نباید در خانه ماند زیرا این روز نحس و بد یمن می باشد. عصر این روز ویژه سبزه گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشایش بخت خود این کار را می کنند. روز سیزده پیش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد.

انشا درباره خاطرات عید نوروز ، انشا درمورد خاطرات عید نوروز​


انشا عید نوروز شماره هفت

انشا عید نوروز – متن ادبی توصیفی در مورد عید نوروز – منساب پایه تحصیل ششم به بلا​

موضوع انشا : عید نوروز و آداب و رسوم آن​

مقدمه :​


“ن” مثل نوروز، نخستین روز بهار.

در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی‌خیزد

و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می‌کند .

نوروز، روزی‌ست نو؛ روز، روز همان روشنی‌ست. پس نوروز، یعنی تابش آفتابی تازه در زندگی و سرزندگی نو‌به‌نوی انسان و جهان.نوروز، نخستین روز بهار هم هست. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی‌خیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می‌کند و سال آغاز می‌شود که یعنی این ایرانیان‌اند که هر سال، بیداری طبیعت و شروع تازه‌ی زندگی را جشن می‌گیرند. جشنی که در آن، از دیرباز، روشنی و زیبایی و زندگی را ستوده‌ و نوروز را جشن‌گرفته‌اند.

عید نوروز و آداب و رسوم آن​


در آستانه‌ی نوروز، خانه‌تکانی می‌کنیم و هم‌زمان، دل خود را نیز از کینه‌ها پاک‌ کرده و آماده می‌شویم تا در فصلی تازه، بر شاخه‌های زندگانی‌‌، عشق و مهر و مهرانگیزی، جوانه بزنیم و به شکوفایی بنشینیم. نوروز لبخند خداوند بر لبان طبیعت است و آن‌گاه که خداوند به زندگی لبخند می‌زند، گل لبخند بر لبان جهان هم می‌شکفد. نوروز، یادآور آن است که ما مدام باید جان و جامه و جامعه‌ی خود را پاک و شاد و سرشار از انرژی ناپیداکرانه‌ی الهی نگه‌داریم. نوروز، یادآور اهمیتِ دیدن و توجه کردن‌ست.

عید نوروز و آداب و رسوم آن​


نوروز، آغاز فصلِ تفرج و تماشاست. چشم‌ها را بازکنیم و زیبایی‌ها را ببینیم. گوش‌ها را باز کنیم و آواز پرنده‌ها را بشنویم. دل‌ها را باز کنیم و دوست‌بداریم. روز، نو می‌شود. سال، نو می‌شود. طبیعت، نو می‌شود. مبادا که ما کهنه بمانیم. مبادا که ما محروم بمانیم. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده است: « در زندگی شما، روزهایی هست که نفس خداوند بر شما می‌دمد. خود را در معرض نفس‌های پاک قراردهید. مبادا از آن روبگردانید!»

نتیجه گیری :​


این نفس‌های پاک خداست که بر آدم و عالم می‌دمد. دارد طبیعت از نو آغاز می‌شود. سال دارد از نو آغاز می‌شود. روز نو دارد آغاز می‌شود. نوروز دارد از راه می‌رسد؛ لبالب از بشارت و طراوت و تازگی و تناوری…

انشا خاطرات تعطیلات عید نوروز ، موضوع انشاء خاطرات عید نوروز​

انشا خاطرات عید نوروز ، انشا درباره ی خاطرات عید نوروز​


انشا عید نوروز شماره هشت

انشا عید نوروز – متن توصیفی در مورد عید نوروز​

موضوع انشا : انشا در مورد عید نوروز را چطور سپری کردید؟​

مقدمه :​


بعد از سپری کردن شش ماه کاری و درسی بهار و عید نوروز بهانه ایی می شود برای کمی استراحت و با هم بودن و این با هم بودن ها از تعطیلات نشات می گیرد. تعطیلاتی که برای بیشتر ما یکی از بهترین تعطیلات سال است.

تنه انشا:​


در ابتدای شروع بهار و نوروز تعطیلات بهاری شروع می شود و تا ۱۳فروردین ادامه دارد. تعطیلاتی که با عید دیدنی و عیدی گرفتن و آجیل و شکلات شروع می شود که بخش مورد علاقه ی اکثر ما است که بتوانیم در این تعطیلات حداکثر لذت کافی را ببریم اما باید مراقب باشیم که به اندازه بخوریم و از اسراف و زیاده روی دوری کنیم زیرا تنها خود ما به آسیب های دچار می شویم. روز اول عید با رفتن به خانه مادربزرگ و پدربزرگ و نشستن دور سفره ی هفت سین شروع شد و تا چند روز آتی به صله ی رحم و دید و بازدید خانه ی عمو و خاله و دایی و عمه ادامه پیدا کرد. در این بین کمی با فامیل های هم سن و سال خودم بازی کردم و از خوراکی های خوشمزه ی عیدانه خوردم اما حواسم بود که زیاده روی نکنم.

انشا درباره تعطیلات عید نوروز​


در این بین خانواده تصمیم گرفتند سفری کوتاه و چند روزه به شمال کشور داشته باشم که من به شخصه از آن خیلی استقبال کردم و خیلی از این موضوع خوشحال شدم. خلاصه که سفر شروع شد و بعد از سپری کردن طبیعت زیبای راه و ترافیک سنگین به گیلان زیبا رسیدیم اما در میانه راه با جنگل آتش گرفته ایی مواجه شدیم که متاسفانه در اقسام نقاط گیلان این اتفاق ناگوار افتاده بود و از سر غفلت بعضی از مسافرین جنگل های زیبا سوخته بودند. از این موضوع بسیار ناراحت شدیم و همان جا بود که برای همیشه در ذهن خود ثبت کردم که همیشه آتش را خاموش کنم و به دیگران نیز این موضوع را یادآور شوم تا خسارت های این چنینی کمتری رخ دهد.

انشا در مورد تعطیلات عید نوروز​


بعد از آن به دریای زیبا رفتیم و از جنگل های زیبای شمال دیدن کردیم. همچنین به همراه خانواده به شهربازی رفتیم و خانوادگی از آن فضای زیبا خیلی استفاده کردیم و شاد بودیم و خندیدیم و در روز آخر یعنی۱۳ فروردین که روز طبیعت است به طبیعت رفتیم تا روز خود را در طبیعت بگذرانیم اما متاسفانه با طبیعت به همراه زباله مواجه شدیم اما کاری که انجام دادیم و از انجام آن خیلی خوشحالم این است که قبل از حرکت به سمت خانه همگی دسته جمعی کیسه زباله ایی برداشتیم و آن منطقه ایی را که نشسته بودیم از زباله پاک کردیم. آن روز تا لحظه ی آخر لبخند بر لب هایم نشسته بود و در ذهن خود این سفر را به عنوان یکی از بهترین سفرهایم ثبت کردم زیرا هم لذت بخش بود و هم درس بزرگی را به من آموخت.

نتیجه گیری:​


سالانه جنگل های زیبای زیادی در تعطیلات عید یا در آتش می سوزند و یا در زباله دفن می شوند. این تعطیلات فرصت مناسبی است که کمی بیشتر مراقب طبیعت باشیم و با زیبا نگه داشتن طبیعت از داشتن آن و استفاده از آن لذت کافی را ببریم.

انشا در مورد حفاظت از محیط زیست در بهار و تعطیلات عید نوروز​


انشا عید نوروز شماره نه

انشا عید نوروز – متن توصیفی در مورد عید نوروز – پایه نهم​

موضوع انشا : انشا خاطرات شیرین عید نوروز​

انشا ادبی درباره عید نوروز​

مقدمه :​


تعطیلان همیشه برای ما خوشایند است، بخصوص این که طولانی بوده و عید نوروز را در بر بگیرد و این یعنی دانش آموزان حدود ۱۳ روز به استراحت می روند و برای دیگر افراد نیز به مرور این روز ها کم تر است، اما به هر حال یکی از طولانی ترین دوره های تعطیلات سال است که قطعا در آن می توانیم اتفاقات خوش و خوبی را در کنار خانواده رقم بزنیم. هر کدام از ما به امید زنده هستیم و این که روز ها و ماه ها به پایان می رسند، یکی از صفات خوب دنیا و زندگی ما انسان ها این است که روز های خوب و بد، هر طول که شده می گذرند.

متن انشاء:​


نمی توانیم زمان را متوقف کنیم اما می توانیم خاطراتی را بسازیم که همواره ما را در لحظات خوش یاری کرده و باعث شوند که یک تعطیلات ماندگار داشته باشیم، از همان روز اول که سال تحویل خواهد شد، لحظه ی دعایی که هر ساله می خوانیم قطعا بسیار جذاب و هیجان انگیز است. تفاوتی ندارد که چه ساعتی از روز است، بالاخره سال که تحویل می شود شادی و خوشی هر لحظه از زندگی ما را در بر می گیرید و این بهترین اتفاق ممکن است.

انشا درباره عید نوروز و خاطرات آن​


همین طور که به روزی های دوم و سوم تعطیلات عید نوروز وارد می شویم، خبر هایی می شنویم از دید و بازدید و حضور خانواده، فامیل و آشنایان در جشن هایی که لحظات خوبی را برای ما ایجاد می کند و شاید حتی بخواهیم زمان بار ها تکرار شود تا دوباره این اتفاقات را تجربه کنیم. می توانیم به سفر های طولانی تر برویم و چندین هفته را در بهترین نقاط کشور و یا دنیا بگذرانیم.

انشا دربراه عید نوروز کوتاه​

نتیجه گیری:​


در نتیجه باید بگوییم که تعطیلات نیز مانند هر روز خوب و بدی می گذرد، در انتهای آن روز طبیعت قرار دارد که ما به دشت و کوه های سرسبز می رویم و یک روز را در کنار طبیعت می گذرانیم که بسیار به آن مدیون هستیم. طبیعت قدرت عظیمی دارد و این است که می تواند در هر حالت و شرایطی حال ما را خوش کرده و از سختی ها و اندوه برای ساعتی هم که شده دورمان کند. بهتر است که روز های عید نوروز را با خاطره نویسی شروع و به پایان برسانیم.

انشا در مورد بهار و عید نوروز​


انشا عید نوروز شماره ده

انشا عید نوروز – متن ادبی در مورد عید نوروز​

موضوع انشا : انشا ادبی درباره عید نوروز​


هیاهو مردم در بازار های شهر ، خنده کودکانی که لباس نو خریده اند ، بوی تمیزی که بعد از خانه تکانی به مشام میرسد ، فرش های خیس آویخته از دیوار های شهر ، سبزه های تازه جوانه زده در انتظار سفره هفت سین ، رنگ سبز درخشان برگ های درختان … اینها خاطرات محو من از روزهایی پیشواز سال نو و عید نوروز است…

انشا زیبا و جدید درباره عید نوروز​


روزهایی که شاد به خاطر مشکلات اقتصادی یا گرفتاری های فردی برای بعضی سخت تر و برای بعضی ساده تر بگذرند اما نمیتوان شیرینی و حیاط نهفته در هر لحظه را انکار کرد … شیرینی دیدن خنده و گفت و گو و رفت آمد مردم که انگار آنها هم چون درختان یا پرندگان از یک خواب عمیق زمستانی برخواسته اند و در تکاپو برای تدارک بهار خود هستند.

انشا ادبی در مورد عید باستانی نوروز​


شاید ما از پس قرن ها و قرن ها فلسفه چیدن سیر و سماق و سرکه و سمنوی سفره هفت سین را ندانیم ، یا مثل بزرگترها اشتیاقی به دید و بازدید عید نداشته باشیم اما حتی ما هم از این همه جنب و جوشی که در انسان ها و درختان و پرندگان و حیوانات در طبیعیت خداوندی میبینیم خوشنودیم … بهار یعین زنده شدن ، و زندگی با همه سختی هایش بدون شک زیباست…

انشا ادبی برای عید نوروز​


ماییم که باید خودمون را از باتلاق گرفتاری های خودخواسته ، چشم و هم چشمی های کودکانه ، دنیاپرستی و حرص بی پایان نجات دهیم . آن گاه است که زیباییی های بهار و عید نوروز را حتی در لبخند ماندبزرگی که بعد از مدت ها نوه هایش را میبیند و برایشان میوه و آجیل و شکلات میاورد خواهیم یافت … یا در ذوق کودکان وقتی در خیال خود مدام عیدی هایشان را میشمارند.

انشا زیبا و جدید درباره عید نوروز​

نتیجه گیری :​


زندگی زیباست … و بهار مظهر این زیبایی است اگر میخواهیم این زیبایی را با تمام گوشت و پوست و استخوان خود درک کنیم باید ما هم جزءی از این طبیعت شگفت انگیز باشیم ، چون رودهای خروشان ، چون آفتاب گرم و تابنده ، چون درختان سبز و با طراوت و چون آسمان آرام و صبور…. عید نوروز مبارک …

انشا ادبی عید نوروز​


انشا با موضوع عید نوروز

همچنین بخوانید :

نقاشی هفت سین | ۶۰ نقاشی و رنگی آمیزی عید نوروز و سفره هفت سین

انشا در مورد خاطرات نوروز تعطیلات عید نوروز را چگونه گذراندید ( ۵ انشا )

انشا درباره درخت | ۷ انشا با موضع درخت و درخت کاری ، از زبان یک درخت

انشا در مورد دوست | ۱۰ انشا درباره دوستی و خصوصیات یک دوست خوب

انشا در مورد حضرت محمد | ۵ انشا در مورد زندگینامه و تولد حضرت محمد

انشا در مورد امام رضا | ۵ انشا با موضوع زندگینامه و نامه ای به امام رضا

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید (متن انشاء و خاطره نویسی)​


متن انشاء و خاطره نویسی

موضوع انشاء بعد از تعطیلات عید هر سال نوروز و تعطیلات و اینکه در نوروز به کجا مسافرت رفتید و اینطور انشاء ها میباشد. در اینجا چندین مورد انشاء در مورد عید نوروز و تعطیلات نوروز برای شما قرار گرفته.

اگر میخواهید در مورد نوروز برای انشاء خود بنویسد این مطلب کامل کمک بزرگی به شما خواهد کرد.

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید : معمولاً هر سال دانش آموزان بعد از تعطیلات عید نوروز باید انشاء در مورد عید نوروز و یا داستان نویسی درباره سفر و عید نوروز به همراه خاطرات زیبایشان به مدرسه ببرند. سایت تالاب سعی کنید در تعطیلات خاطرات روزانه خود را یادداشت کنید تا بتوانید انشاء زیبا برای فصل بهار و عید نوروز داشته باشید.

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید​


متن انشا عید نوروز و تعطیلات نوروز چگونه گذشت ؟

هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را میبینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولاً خانواده های کوچک بصورت دسته جمعی به خرید میروند

و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت میکنند که صحنه های زیبایی است.نزدیک سال تحویل همه ی ی لباس های نو به تن می کنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین مینشینیم و پدر معمولاً قرآن می‌خواند و همه ی ی سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند.

وقتی که سال تحویل میشود روبوسی می کنیم و سال نو را به همدیگر تبریک می گوییم و لحظات شادی به وجود می آید.در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان می رویم و معمولاً کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود.

در نوروز همه ی ی بوی تازگی می دهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده می شویم و تابستان خوبی خواهیم داشت.

ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای این‌که معمولاً از بزرگتر ها عیدی میگیریم و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر می بینیم.بعضی ها در نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم

چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.در روز سیزده به در به طبیعت می رویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم.

ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم.وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.عید نوروز برابر با اول فروردین ماه «تقویم شمسی»،

جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است.امروزه زمان برگزاری عید نوروز، در آغاز فصل بهار است.در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده میشود، نوروز، روز آغاز سال نو است.مراسم چهار شنبه سوری قبل از عید نوروز یکی از آیینهای نوروزی امروز که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد مراسم چهارشنبه سوری است که در عده ای از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند.

بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال « یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه »، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : زردی من از تو، سرخی تو از من ، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند،

تا سال نو و عید نوروز را با آسودگی و شادی آغاز کنند.از یکی دو ماه به عید نوروز مانده مردم به بازار می روند و لباس عیدشان را میخرند.سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید نوروز مانده در خانه ها صورت می‌گیرد.یکی دو هفته پیش از عید نوروز خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می‌گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گرد گیری می کنند و دوباره آنها را می چینند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که انها را آب پز میکنند و رنگ های شاد بر روی آنها می‌زنند.

برای تحویل سال در یکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پیش از هر چیز آیینه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سین را می گذارند.هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . علاوه بر هفت سین شمع و آینه تخم مرغ و … سر سفره گذاشته میشود.دعای تحویل سال نو یکی دیگر از آداب عید نوروز است که توصیه شده در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید:

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر اللیل والنهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال.

از بامداد نوروز دید و بازدیدها آغاز می‌شود در همه ی ی خانواده ها رسم است که به دیدار کسی که از نظر سن و شخصیت بر دیگران مزیت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبریک بگویند و او نیز عیدی که شامل سکه یا پول است به آنها بدهد.سیزده بدر «روز سیزدهم عید نوروز »روز دوازده فروردین همه ی ی وسایل تهیه میشود و هر چه از شیرینی ها

و آجیل ها باقی مانده برای صبح سیزده آماده می‌شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نیز هست. صبح سیزده فروردین همه ی ی دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شهر میشوند و معتقدند در روز سیزده فروردین نباید در خانه ماند زیرا این روز نحس و بدیمن می باشد. روز سیزده پیش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر این روز ویژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشایش بخت خود این کار را میکنند.

سر آغاز جشن نوروز، روز نخست ماه فروردین «روز اورمزد» است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی کشد ، بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد…، آیین‌های بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام میگیرد. اگر نوروز همیشه و در همه ی ی جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز می‌شود ،

حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان ، نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان می‌دانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند ، چنان که در رسم باز گشت…مردگان «از ۲۶ اسفند تا ۵ فروردین» چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز میگردند ،

افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو میکردند.باز مانده‌ی این رسم ، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت.

از دیگر آشفتگی‌های ساختگی ، رسم میر نوروزی ، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت بر طبق قواعدی اگر فرمان‌های بیجا صادر میکرد ، از مقام امیری بر کنار می ‌شد.

حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده میگویم ، چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی. خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی میکردند و اگر میسر نمی‌شد ، دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند ، سفید می ‌شد.

خاطرات عید نوروز

اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب میدانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می‌کردند.فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند

و بر آن باور بودند که ارواح مردگان ، فروهر‌ها «ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین» در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز میگردند ، اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال میشوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه ، غمگین و افسرده باز میگردند. از این رو چند روز به نوروز مانده

در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پُر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و میگفتند که برای مرده عید گرفته اند.

در گیر و دار خانه تکانی و از ۲۰ روز به روز عید مانده سبزه سبز میکردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبیا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجیله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند – یا دوازده شماره‌ی مقدس برج‌ها در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند

و بالیدن هر یک را به فال نیک میگرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت «= اندیشه‌ی نیک» ، هوخت «= گفتار نیک» و هوو.رشت «کردار نیک» سبز می‌کردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها میدانستند.

چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بودو البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک میدید.

غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت یا سه «نماد سه منش نیک» روی هم می‌گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می ‌شد ، آن را بر می‌افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون ، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباس‌های کهنه را می‌سوزاندند.

آتش می‌توانست در بیابان‌ها و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می‌کشید از رویش می‌پریدندو ترانه‌هایی که در همه ی ی‌ی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود ، می‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی کردند

تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می‌کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ، سر ِ اولین چهار راه می‌ریخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که می‌پرسیدند: کیست؟ می‌گفت: «منم.» – از کجا می آیی؟ – از عروسی… – چه آورده‌ای؟ – تندرستی…

شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق «روزنه‌ی بخاری» شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند ۲۷ منظومه‌ی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند ۲۸ به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی

و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد: برگردان بند ۲۷: عید بودو مرغ شب آواز می خواند دختر نامزد شده برای داماد ، جوراب نقشین می‌بافت… و هرشال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه… که چه رسم زیبایی است رسم شال اندازی هدیه عیدی بستن به شال داماد…

برگردان بند ۲۸ من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام «پسر خاله‌ام» رفتم ، و شال را آویزان کردم… فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست خانم ننه‌ام را به یاد آورد و گریه کرد… شهریار در توضیح این رسم میگوید: “در آن سال مادر بزرگ من «خانم ننه» مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت میکردیم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم.

از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود ، زیر پا می‌گذاشتند. نیت میکردند و به گوش می‌ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود میدانستند.

آنها در واقع از فروهر‌ها می‌خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند ، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها… زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود.

ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذا های گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی می‌رفتند ، سعی میکردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر میدانستند ، دریافتشان را خوش یُمن می‌پنداشتند.اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند از شماره هفت مایه می گرفت.

دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی می‌داند که به آن هفت سینی میگفتند و بعدها با حذف «یای» نسنت به صورت هفت سین در آمد.او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را ، سفره‌ی هفت سینی می‌گویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنایی و افزونی ، آتشدان ، نماد پایداری نور و گرما که بعد‌ها به شمع و چراغ مبدل شد ،

شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آیینه نماد شفافیت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری ، سیب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سکه‌های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند ، حوت «= ماهی» ،

نارنج نماد گوی زمین ، گل بید مشک که گل ویژه‌ی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب که باز مانده‌ی رسم آبریزان یا آبپاشان است « بر مبنای اشاره‌ی ابو ریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاکستر آن آلوده می‌شود و لذا آب پاشیدن به یکد یگر نماد پاکیزگی از آن آلایش است. »

نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنیر ، شکر ، برسم «= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار ، بید ، زیتون ، انجیر در دسته‌های سه ، هفت یا دوازده تایی» و کتاب مقدس. بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام میدانستند چنانکه‌هاتف اصفهانی میگوید: نسیم صبح عنبر بیز شد ،

بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح ، حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود !

مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می بریم: مگر نمیبینی که ؛ خورشید به برج بره اندر شده

و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمیبینی که مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی بیني که زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟

انشاء عید نوروز و مراسم عید نوروز باستانی​


درباره عید نوروز بهترین انشا را بنویسید, شاید خیلی از معلم ها این روزها درباره عید نوروز به بچه ها بگویند که انشا بنویسید. انشاء در مورد عید نوروز به همراه تاریخچه عید نوروز تعطیلات نوروز امسال خیلی خوش گذشت . حسابی زده بودیم توی خط به جا آوردن صله ارحام و تست کردن نوع آجیل و شیرینی اقوام

سه روز اول رو که همش ما عید دیدنی رفتیم و عیدی جمع کردیم و البته یه مقداری هم عیدی دادیم بعدش یه مسافرت سه چهار روزه رفتیم نوار جنوبی کشور رو گشتیم که به خاطر شلوغی بیش از حد از ادامه مسافرت منصرف شدیم و برگشتیم .چند روز آخر رو هم یا رفتیم مهمونی و یا مهمون دعوت کردیم و چون تو خونه جدید تا حالا مهمونی نداده بودیم , تموم فک و فامیل و دوستان رو گروه گروه دعوت کردیم و چهار روز پشت سر هم مهمون داشتیم ***

تقریبا سه تا ۵۰نفر و یه شش نفره ! هنوزم که هنوزه با خودم میگم این ما بودیم که این همه ی ی مهمون رو راه انداختیمخلاصه رسیدیم به سیزده بدر و با کل فامیل توی خونه باغ یکی از اقوام جمع شدیم و بعدش هم دیگه هر کی برگشت خونه و شهر خودش حالا همه ی ی اینا رو گفتم که بگم توی این چند روز من و آقای همسر درس و مشق و تعطیل کرده بودیم

و بعدش رسیدیم به قسمت چه کنم چه کنم ماجرا !و این‌که توی این چند روز حسابی مشغول انجام پروژه های نوروزی اساتید بودیم و هر چی خوشی کردیم از تو چشمون در اومد ! ولی خوب دیگه همه ی ی میدونن روی درس خوندن توی نوروز نمیشه حساب باز کرد

انشاء دربارۀ عید نوروز به همراه خاطات سفر

هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را می بینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولاً خانواده های کوچک به‌ صورت دسته جمعی به خرید میروند و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت می کنند که صحنه های زیبایی است. نزدیک سال تحویل همه ی ی لباس های نو به تن می کنیم

و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین مینشینیم و پدر معمولاً قرآن می خواند و همه ی ی سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند. وقتی که سال تحویل میشود روبوسی می کنیم و سال نو را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید. در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان میرویم و معمولاً کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند

و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود. در نوروز همه ی ی بوی تازگی میدهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.

ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود انها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده می شویم و تابستان خوبی خواهیم داشت. ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای این‌که معمولاً از بزرگتر ها عیدی می گیریم

و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر می بینیم. بعضی ها در نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.

در روز سیزده به در به طبیعت میرویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم. ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم. وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.

انشا درمورد عید نوروز

سر آغاز جشن نوروز, روز نخست ماه فروردین «روز اورمزد» است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی کشد , بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است, اما انچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد…, آیین‌های بسیاری است

که روزهای قبل و بعد از آن انجام میگیرد. اگر نوروز همیشه و در همه ی ی جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز میشود , حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان , نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان میدانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی , آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند , چنان که در رسم باز گشت…

مردگان «از ۲۶ اسفند تا ۵ فروردین» چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز میگردند , افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو میکردند.

باز مانده‌ی این رسم , آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگی‌های ساختگی , رسم میر نوروزی , یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت بر طبق قواعدی اگر فرمان‌های بیجا صادر میکرد , از مقام امیری بر کنار می ‌شد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده می‌گویم , چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی.

خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی , سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می ‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی میکردند و اگر میسر نمی‌شد , دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند , سفید می ‌شد.

اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب میدانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک میکردند.فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان , فروهر‌ها «ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین» در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز میگردند ,

اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال میشوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه , غمگین و افسرده باز میگردند. از این رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند

و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد , به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و میگفتند که برای مرده عید گرفته اند.

چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ , مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه میکردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بودو البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک میدید.

در گیر و دار خانه تکانی و از ۲۰روز به روز عید مانده سبزه سبز میکردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم , جو , برنج , لوبیا , عدس , ارزن , نخود , کنجد , باقلا , کاجیله , ذرت , و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند ، یا دوازده شماره‌ی مقدس برج‌ها در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند

و بالیدن هر یک را به فال نیک می‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت «= اندیشه‌ی نیک» , هوخت «= گفتار نیک» و هوو.رشت «کردار نیک» سبز میکردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها میدانستند.

شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق «روزنه‌ی بخاری» شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند ۲۷ منظومۀ حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند ۲۸ به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی

و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد برگردان بند ۲۷ عید بودو مرغ شب آواز می خواند دختر نامزد شده برای داماد , جوراب نقشین می‌بافت… و هرشال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه… که چه رسم زیبایی است رسم شال اندازی هدیه عیدی بستن به شال داماد…

برگردان بند ۲۸ من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام «پسر خاله‌ام» رفتم , و شال را آویزان کردم… فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست «خانم ننه‌ ام» را به یاد آورد و گریه کرد… شهریار در توضیح این رسم میگوید: “در آن سال مادر بزرگ من «خانم ننه» مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت می‌کردیم ولی من بچه بودم , با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم.

از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. انها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود , زیر پا می‌گذاشتند. نیت میکردند و به گوش می‌ایستادند

و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می‌دانستند. انها در واقع از فروهر‌ها میخواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند , بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها… زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود.

نان پخته شده از هفت حبوب , خرما , پنیر , شکر , برسم «= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار , بید , زیتون , انجیر در دسته‌های سه , هفت یا دوازده تایی» و کتاب مقدس. بعضی از مومنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام می‌دانستند چنانکه‌ هاتف اصفهانی میگوید: نسیم صبح عنبر بیز شد , بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است

امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح , حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود

مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می بریم: مگر نمی بیني که ؛

خورشید به برج بره اندر شده و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمیبینی که ؛ مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی بیني که ؛ زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟ پس بر نوشدن زمانه شاد کام می‌باش .

صبح می‌شود وقت آن است که خورشید دست از دامن طبیعت بردارد وبه گیسوی سحر آویزد.شب کم کم دامن خود را از کوچه ها جمع می کند.زمستان مدت هاپیش از این صحرا رفت اما انگار رد پایش بر آسمان باقی مانده است که اکنون آسمان این گونه زنگار گرفته است…وقت آن است که کم کم بهار از راه برسد,درختان در خود فرو رفته اند,وقت آن است که سر را بالا آورند وبه بهار سلام گویند و از طراوت آن بهره گیرند.وقت آن است

که پروانه ی چمن از پیله درآید و در نفس باد صبا سینه بگشاید,وقت آن است که شادی در رگ های دشت سوسو زند…وقت آن است که روزی از نو آغاز شود,امروز بهار وارد صحرا می‌شود و بر درختان شکوفه ی سپیدی و پاکی می کارد و از درختان برهنه دشت عروسی زیبا می سازد.لکه ی سرخ غروب از گوشه ی آسمان پاک می‌شود که خورشید از پشت کوه سر بالا می آورد وب ه بهار زیبا خوش آمد میگوید***

بهار یعنی شکوفایی ,طراوت سرزندگیبهار فصل رویش و سرسبزی در راه است وقتی برسد مانند مادری مهربان دست نوازش بر سر گلها و گیاهان می کشد و آنها را مانند کودکی شاداب و سرزنده میکند,بهاری مادری است مهربان که همه ی ی منتظر آمدنش هستند وقتی برسد طبیعت دوباره زنده می‌شود

و جان می گیردبهار که می رسد همه ی ی شادابتر از روزهای قبل به کارهای روزانه مشغول می‌شوند شاخه های خشک درختان جان تازه می گیرند و گلها چون نوزادی کوچک متولد میشوند و به طبیعت حال و هوایی دوباره می بخشند,رودها با جوش و خروش از میان طبیعت می گذرند و با گلها و گیاهان به سلام و احوال پرسی می پردازند

حال با هم این شعر را که نوید آمدن بهار است می خوانیم

بوی باران –.بوی سبزه —-بوی عید—

شاخه هابی شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید ,برگ های سبز بید

عطر نرگس …رقص باد

نغمه ی شوق پرستوهای شاد نرم نرمک می‌رسد اینک بهار خوش بحال روزگار…

انشا عید نوروز و تعریفی از تاریخچه و مراسم عید نوروز باستانی

اینبار بهار میـــخواهد با کوله باری از سبزی,طراوت و خاطرات دیرینه ای که یکسال انتظارش را می کشیدم پابه جهان بگذارد ,بهار میـــخواهد بیاید و من باید در قلبم خانه تکانی کنم, تمام کینه ها را از روی پرده های امید قلبم بشویم و با دستمال صبوری بر روی کتابی که پراز محبت های سرد شده است بکشم تا غباری از دشمنی و جنگ و جدال باقی نماند و پرنده ی اسیر قلبم را از قفس آزاد کنم.

بهار می خواهد با تیرکمان محبت,تیر مرخصی دادن به زمستان را بزند و زمستان باید کوله باری که سراسر سردی و قطره های مروارید ی بود را بردارد و به انتظار سال دیگر بماند ,کتاب سرنوشت زمستان را در گوشه ای از صندوقچه ی قلبم می گذارم و قفلی محکم بر آن می زنم , کلاف زندگی ام را با بهار ,با چهچه بلبلان و پروار پروانه های زیبا و رنگارنگ می بافم ,با مداد طراوت تخته ی قلبم را با کلمه ای به نام بهار آشنا میکنم

و بر روی دفتر خاطرات زندگی ام با خودکار عشق و علاقه کلمۀ بهار را می نویسم , چتر اندوه را می بندم و به امید آمدنِ بهار از جاده ی عاطفه می‌نشینم ,گویی نسیم ملایم اکنون چهره ام را نوازش می کند و طنین زیبایش در گوشم نواخته می‌شود ,خیاط ماهری میـــخواهد لباسی برای دنیا درست کند لباسی با گلهایِ رنگارنگ ,آنگونه که من دوست دارم.چراغ کلبۀ قلبم را با مهربانی روشن میکنم و پرچین های آن را با عطر و بویِ بهار معطر میکنم اینک همه ی ی با هم به استقبالِ بهار می رویم.

گروه فرهنگی و هنری تالاب

حتما بخوانید:

آشنایی کامل با تمامی مراسم‌ های خاص نوروز باستانی

اس ام اس های خنده دار برای عید نوروز (۲۱)

نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان


انشا درباره خاطرات عید نوروز​


عنوان : انشا درباره خاطرات عید نوروز


اگر این مطلب نیاز به اصلاح و یا تکمیل دارد اطلاع دهید
 

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط همیارخاص در سایت منتشر خواهد شد
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد
بالا